تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

کار صواب «باده پرستی» است حافظا
برخیـز و عـزم جـزم بـه کـار صواب کن

هر ساعتی فریبم دل را به عشوهٔ تو

چهارشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۴۰ ب.ظ
علم اعداد، خرافات نیست، ولی بالاخره هر هاضمه را هر غذایی نشاید؛ و گروه خون ضعیف امثال من را این گونه تزریقات نباید:)اما تصمیم داشتم تب نوشت ها برای همیشه تعطیل شود و دیگر ننویسم و پست قبلی، پست آخر وبم باشد، ولی ناخودآگاه?!! متوجه شدم که پست قبلی شماره اش 155 است و مضربی از عدد نحس 310 و اصلا حالم ررا خراب کرد این تقارن نامیمون.
به خاطر همین تصمیم بر ننوشتن را لغو کردم و دوباره نوشتم. تا این پست ته این تب نگاری ها باشد.
تبستان عزیز، وقتی می بینم بقیۀ عرصه های زندگی وضع بهتر تری! از تو ندارند، به خودم زحمت نمی دهم بگویم در روز قیامت شهادت بده و بگو من به هدف و انگیزه های خوب اینجا می نوشتم. واقعیتش این همه زرق و فسون است و دروغ و شعبده.
در مجموع، باطن نوشته ها از روی اخلاص و به یاد یار نبوده و همین در مذمت و سیاهی شان کافی است.

با تشکر و معذرت از همۀ همسایگان محترم و دوستان گرامی.

یا علی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اختتم یختتم اختتام:

و برای او غیبتی است که جز اهل ولا بر اعتقاد به وی باقی نمانند.
در کوچه هایشان راه رفته،
و بر فرش هایشان قدم نهاده،
و آنها را می بیند،
ولی آنها او را نه...

بیگانه وار می گذری از دیار چشم:(           ای نور دیده حب وطن در دل تو نیست!

سلام خدا بر تو و بر اصحابت ای آفتاب اسیر سایه
عجل الله تعالی فرجک...

موافقین ۰ مخالفین ۲ ۹۵/۰۵/۱۳
... نجفی

نظرات  (۹)

سلام برادر

ای بابا...
ای بابا...

کاش ما هم اونقدر مقرب بودیم که در هر فعلمون یا مامور بودیم یا منهی...
کلا رفتن دیگران هیچوقت برام خوشایند نبود...

ان شا الله برات خیر باشه برادر خوبم...

پاسخ:
سلام عزیز من
به قول الکی خودم:
در این ظلمت سرا «رفتن»، نباشد غیر «برگشتن»!
دار، دار آمد و شد است صالحا.
ناخوشایند بعضی معادل حرمت است...
حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن
می چون ارغوان هشتن، ز بانگ ارغنون رفتن(عارف بلخی)
ممنون از دعا
راستی حق با شماست:
علم اعداد خرافات نیست.... علمه
پاسخ:
حق با حضرت علی بن ابی طالب است.
به تعبیر بیدل:
اعداد یکی بود چه پنهان و چه پیدا
ما چشم ‌گشودیم‌ کزین صفر فزودند

سلام دوست بزرگوار

به نظرم رها کردن نویسندگی برای چون شُمایی ، در حد محال است.

حتی اگر در فضای مجازی باشد.


اما، اگر ننوشتن خوب است امیدوارم به زودی فیضش نصیب ما هم بشود، 

پاسخ:
سلام نایب الخلافه
الهی به مقام نیابت و خلافت عظمی برسی به کوری چشم حضرات ملائکه ی حسود!

نه عزیزم.
فعلا که محال -چه عادی چه وقوعی و چه عقلی- رو زیر پام گذاشتم و هوس نوشتن وبانه فرو کش کرده بد جوری....
اصلا یاد وب و نوشتن وبی می افتم دلم می گزه...
دلگزه نگیری الهی
وری ماچ!

بعد التحریر:
ذاتا نوشتن و ننوشتن مساوی هستن الا با ترجیحات حاشیه ای نوشتن به ننوشتن، مثل قسم به قلم و ما یسطرون...
ولی نه برای همه. و نه با شتاب که مبادا حکایتش بشه مث فرمایش ملا که: چون قلم اندر نوشتن می شتافت... الخ
اما (همین طور الکی) به قول شیخ اجل:

نامه نوشتن چه سود؟ چون نرسد سوی دوست :(


اما یکی مثه شمایی باید بنویسه گویا...
التماس دعا

۱۴ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۴۳ میثم علی زلفی
علم اعداد حق است اما کاربردش این که کردید نبود
گفتم از مستی و بد عهدی خلقی خاموش
وین عجب در نظرم یار چو پروانه برفت

در بستن و نبستن درِ این خانه حرفی ندارم. فقط یک چیز را می فههم هر جا هستی مفید باش به قول یک راننده کامیون نیم کیلو باش ولی مرد باش که الحمدلله شما هستید.
پاسخ:
سلام پروفسور میثم همه فن حریف هیچ فن!
من از «کله سر»(همون کیمیا و لیمیا و هیمیا و سیمیا و ریمیای) شما همین ابجد بازی در سطح نازلش رو بلدم!
اما دنبال کارکرد نباش پراگماتیست خان!
آره مقصر همون پروانه خانومه!!

بد عهدی گفتی یاد شعر شاعر افتادم:
گفتم که دهم دست به دستت ای دوست؟
گفتا تو به این بد عهدی گشتی دوست؟

تشکر.
فدای! گرد و غبار زیر لاستیک عقب کامیون پنچر مرام و معرفتت برادر جون.
تب ننوشتن تون ما رو نگیره ! آسپرین بدم ؟

چه حیف که نمینویسید. فقدانیه در نوع خودش :/
پاسخ:
سلام


مسری نیست. مترس!
نه.
زحمت نکشید

کار ما از آسپرین و تریپتلین رد شده
روشنا کار دگر، فکر دگر باید کرد!

تشکر اما اصلا هم حیف نیست.
فقدان هم نیست. خیلی هم خوبه مثه منی ننویسه اخوی!
درضمن بچه م داره مث بابای فقیدش تب نویسی می کنه. یه وبلاگ داره. ما ننسخ من آیه! او ننسها نات بخیر منها او مثلها!!!!
از هر خونه یه نفر وبلاگر باشه بسه خب!
:)
فقط خداحافظی با اینجا؟ یا کلا خدا حافظی با فضای مجازی؟
هان؟
:(
پاسخ:
عرض سلام و احترام به نویسندۀ خوش ذوق
دخترم مجددا عرض سلام و تشکر داشتن.

به یکی گفت خربزه می خوری با هندوانه؟
گفت هردوانه!
خداحافظی با اینجا و اونجا
یعنی همه جا

ایننرنت اختراع جالبی بود. خدایش بیامرزاد و از ما جزای خیرش دهاد که موجودات عجیب و غریب و بعضا جالبی مثل کوثر متقی را در آن دیدیم.

۱۷ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۷ تبارک منصوری
سلام...
چرا هیچ دیواری کوتاهتر از نوشتن پیدا نمیشه:( 
به هر حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند...امیدوارم یک روزی دوباره برگردید ...چیزهای زیادی از شما یاد گرفتم و از این بابت ممنونم...
موفق باشید...
پاسخ:
سلام بر منتظر طلوع امید و امن و امان
شایدم پیدا شه.
کمی چشماتون رو بمالید!

فعلا که احتمال برگشتن زیر صفره. البته یکی مثل من باید بره سرشو بزاره بمیره. منو چه به نوشتن و ننوشتن؟
فکر نکنم اما خب نظر و حسن نظر شماس.
همچنین.
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۴۱ تبارک منصوری
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
راستی قضیه ***** *** **** به کجا می رسه؟
راستش من خیلی سعی خودمو کردم و ** **** از طریق ایمیل * ***** ****** تماس گرفتم چون ظاهرا ***** ***** ** ****** ** ****** دچار مشکله و فعلا کسی هم پاسخگو نیست...***** **** ** *** **** ***** *** **** ***** ****** ***** **** ***** به همون دلیلی که گفتم...
نظرتون چیه؟
پاسخ:
تشکر از زحمتایی که کشیدید.
من شرمنده ی شما شدم.
نظر خاصی ندارم. نظردونم پاره شده فعلا... اینم به یاد اوس محمود احمدی نژاد!!!

اصل داستان رو هستیم که.
اما محتاج نت نیست.
من خواه ناخواه سه چار روز یه بار-نهایتاش هفته ای یه بار- باید به ایمیلم سر بزنم.
ترک نت، مساوی ترک روشن کردن کامپیوتر و سر نزدن مطلق به ایمیل نیست.
تشکر مجدد نویسندۀ خوزی لابد خیلی گرما زده در این روزگار

۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۴ آب‌گینه موسوی

:(((

نمی‌شود حالا تجدیدِ نظر کنید؟!

من که منتظر و امیدوارم تا چراغِ این‌جا دوباره روشن شود.

 

پاسخ:
سلام بر استاد بزرگوار سرکار علیه موسوی مشهدی خراسانی

من رفوزه شدم. کارم از تجدید گذشته خانوم معلم.
شما که بهتر به قواعد بازی آشنایید.

کیش و مات کیش ابروی وی ام!
وی اشاره به حضرت نت دارد:)))
ضربه فنی کرده، بد فرم.

الکی باشید. هر چند نجفی خودش چیه کله پاچش چیه کسی منتظر اباطیل نگاریاش باشه. اما خب آدم به انتظار و امید زنده اس. البته نه امید مثل این دولت فعلی ناامید کننده ی فعلی و اغلب بی تدبیر.
وقتی چراغ بشکنه روشن شدنش معنا نداره سید.
تشکر از شما و تمای نوشته های این چند ساله تون.
نویسنده ی نتی سخن دان خوش قلم معنوی نگار دغدغه مند تقریبا با بصیرت به شما میگن.
یا علی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">