تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

رخ تو رونق قمر بشکست

لب تو قیمت شکر بشکست 

لشکر غمزه‌ی تو بیرون تاخت

صف عقلم به یک نظر بشکست 

بر در دل رسید و حلقه بزد

پاسبان خفته دید و در بشکست


من خود از غم شکسته دل بودم

عشقت آمد تمامتر بشکست 

نیش مژگان چنان زدی به دلم

که سر نیش در جگر بشکست 

نرسد نامه‌های من به تو ز آنک

پر مرغان نامه‌بر بشکست 


قصه‌ای می‌نوشت خاقانی

قلم اینجا رسید و سر بشکست



...
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۱۸
... نجفی

فرمود:

نزیلک حیث ما اتجهت رکابی

و ضیفک حیث کنت من البلاد


و خوش سرود:


نام تو نویسم ار قلم بردارم

کوی تو گذارم چو قدم بردارم


جز روی ترا نبینم ای جان جهان

در عمر خود ار دیده ز هم بردارم

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۰۸
... نجفی


رخ زرد و کبود تن سرافکنده منم
شب مرده ز غم، روز به تو زنده منم!!!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۴۵
... نجفی

ای آرزوی جانم در آرزوی آنم
کز هجر یک شکایت در گوش وصل خوانم
دانی چگونه باشم؟ در محنتی چنینم
زان پس که دیده باشی در دولتی چنانم


با دل به درد گفتم: کاخر مرا نگویی
کان خوشدلی کجا شد؟ دل گفت: می‌ندانم
آری گرت بیابم روزی به کام یابم
ورنه چنانکه باشد زین روز درنمانم


گه‌گه به آب دیده خرسند کردمی دل
کار آن‌چنان شد اکنون آن هم نمی‌توانم:((
من این همه ندانم، دانم که می‌برآید
جانم ز آرزویت، ای آرزوی جانم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۴۶
... نجفی