تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

۱۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

رخ تو رونق قمر بشکست

لب تو قیمت شکر بشکست 

لشکر غمزه‌ی تو بیرون تاخت

صف عقلم به یک نظر بشکست 

بر در دل رسید و حلقه بزد

پاسبان خفته دید و در بشکست


من خود از غم شکسته دل بودم

عشقت آمد تمامتر بشکست 

نیش مژگان چنان زدی به دلم

که سر نیش در جگر بشکست 

نرسد نامه‌های من به تو ز آنک

پر مرغان نامه‌بر بشکست 


قصه‌ای می‌نوشت خاقانی

قلم اینجا رسید و سر بشکست



...
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۱۸
... نجفی

فرمود:

نزیلک حیث ما اتجهت رکابی

و ضیفک حیث کنت من البلاد


و خوش سرود:


نام تو نویسم ار قلم بردارم

کوی تو گذارم چو قدم بردارم


جز روی ترا نبینم ای جان جهان

در عمر خود ار دیده ز هم بردارم

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۰۸
... نجفی


رخ زرد و کبود تن سرافکنده منم
شب مرده ز غم، روز به تو زنده منم!!!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۴۵
... نجفی

ای آرزوی جانم در آرزوی آنم
کز هجر یک شکایت در گوش وصل خوانم
دانی چگونه باشم؟ در محنتی چنینم
زان پس که دیده باشی در دولتی چنانم


با دل به درد گفتم: کاخر مرا نگویی
کان خوشدلی کجا شد؟ دل گفت: می‌ندانم
آری گرت بیابم روزی به کام یابم
ورنه چنانکه باشد زین روز درنمانم


گه‌گه به آب دیده خرسند کردمی دل
کار آن‌چنان شد اکنون آن هم نمی‌توانم:((
من این همه ندانم، دانم که می‌برآید
جانم ز آرزویت، ای آرزوی جانم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۴۶
... نجفی

Image result for ‫گل زیبا‬‎


باد سحری گذر به کویت دارد
زان بوی بنفشه‌زار مویت دارد

در پیرهن غنچه نمی‌گنجد گل
از شادی آنکه رنگ رویت دارد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۴۲
... نجفی

منتظر همه چیزش با بقیه فرق می کنه

از جمله سال تقویمی اش.

۱۱۱۰ سال از آغاز غیبت کبری(لعنه  الله علیها) گذشته و امروز روز اول سال جدید غیبته. سال ۱۱۱۱ غ ک.

حلول سال نو تسلیت!!!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۳۱
... نجفی

هرچه در مدح تو گویند رواست

جز تو ، وان‌لم‌یزل و سبحانست


شعر جز مدحت تو تزویرست

شغل جز طاعت تو عصیانست


من چه دانم شرف و رتبت آنک

عقل در ماهیتش حیرانست


از تو آن مایه بداند خردم

که تو را جز به تو نتوان دانست


کس دگرباره درین دم نرسد

می بخور گرچه مه شعبانست!

####

حکیم انوری، با تلخیص و تصرف

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۳۸
... نجفی

نه هفته‌ایست، نه ماهی، که رفته‌ای زبر ما

نهفته نیست کزین غم چه دیده چشم تر ما

زمان ما به سر آورد درد عشق تو، جانا

هنوز تا غم هجران چه آورد به سر ما...

ز ظلمت شب هجران به زحمتیم، چه بودی

کز آسمان وصالی بتافتی قمر ما؟...

نموده‌ای که: چو غایب شوند مهر نماند

بیا، که مهر تو غایب نمی‌شود ز بر ما

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۱۶
... نجفی

از تو همین تواضع عامی مرا بس است

در هفته‌ای جواب سلامی مرا بس است

نی صدر وصل خواهم و نی پیشگاه قرب

همراهی تو یک دو سه گامی مرا بس است

بیهوده گرد عرصهٔ جولانگه توام

گاهی کرشمه‌ای و خرامی مرا بس است

خمخانه‌ای نمی‌طلبم از شراب وصل

یک قطره بازمانده جامی مرا بس است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۱۹
... نجفی

از امام کاظم علیه‌السلام روایت شده که فرمودند:

طُوبَى لِشِیعَتِنا المُتَمَسّکینَ بِحَبلِنا فی غیبةِ قائِمِنا، الثّابِتینَ عَلَى موالاتِنا و البراءَةِ مِن أعدائِنا، أولئِکَ مِنّا وَ نَحنُ مِنهُم، قَد رَضُوا بِنَا أئمةً، و رَضِینَا بِهِم شیعةَ، فَطُوبَى لَهُم، ثمّ طُوَبى لَهُم هُم وَ اللّهِ مَعَنا فی دَرَجَتِنا یومَ القیامةِ.


خوشا به حال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما پیرو ما هستند و همچنان بر دوستی ما ثابت و از دشمنان ما بیزارند؛ آنها از ما و ما از آنها هستیم؛ آنها ما را به عنوان امامان خود برگزیده و ما هم آنها را شیعیان خود می‌دانیم، پس خوشا به حال آنها و باز خوشا به حال آنها؛ به خدا سوگند آنها روز قیامت همنشینان ما خواهند بود.


 نوادر الاخبار، ملا محسن فیض‌کاشانی، ص۲۵۰


اللهم اجعلنا من المنتظرین!!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۲۷
... نجفی

اللهم انی اجدد له فی صبیحه یومی هذا و ما عشت من ایامی عهدا و عقدا و بیعه...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۴۳
... نجفی
شرح غم تو لذت شادی به جهان دهد                
وصف لب تو طعم شکر در دهان دهد

طاووس جان به جلوه درآید زخرمی                     
گر طوطی لبت به حدیثی زبان دهد

شمعیست چهره تو که هر شب ز نور خویش         
پروانه ی عطا به مه آسمان دهد


خلقی ز پرتو تو چو پروانه سوختند                     
کس نیست کز حقیقت رویت نشان دهد

زلفت به جادوی ببرد هر کجا دلی است                
وانگه به چشم و ابروی نامهربان دهد

جز زلف و چهره ی تو ندیدم که هیچ کس             
خورشید را به ظلمت شب سایبان دهد


مقبل کسی بود که چو خورشید عارضت
هجرانش تا به سایه زلفت امان دهد

ماییم و آب دیده که سقای کوی دوست
ده مشک از این متاع به یک تای نان دهد

و آن بخت کو که عاشق رنجور قوتی
با این دل ضعیف و تن ناتوان دهد؟


وان طاقت از کجا که صدایی ز درد دل
در بارگاه خسرو خسرو نشان دهد

فریاد من ز طارم گردون گذشت و نیست
امکان آنک ز حمت آن استان دهد

نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای
تا بوسه بر رکاب صاحب زمان(عج) دهد


فرّ همای سلطنت آن را بود به حق
کش حکم تو به سایه چتر آشیان دهد

هرآهنی که بر سر چوبی کنند راست
چون رُمح تو چگونه قرار جهان دهد ؟

اعجاز موسوی نبود هرکجا کسی
چوبی شعیب وار به دست شبان دهد


صد قرن بر جهان گذرد تا زمام ملک
اقبال در کف چو تو صاحب قران دهد

در گرد بارگاه تو کیوان شب یتاق
تا روز بوسه بر قدم پاسبان دهد

شاها خلایق از تو عزیز و توانگرند
درویشیم سزد که به دست هوان دهد؟

ظهیر فاریابی-با تصرف اندک و به جا!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۵۴
... نجفی

در آرزوی شکر و بادام تو صد سال
بر بستر تیمار تو بیمار توان بود

صد شب به تمنای وصال تو چو نرگس
بی‌نرگس بیمار تو بیدار توان بود

آنجا که مراد تو به جان کرد اشارت
با خصم تو در کشتن خود یار توان بود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۰۹
... نجفی