جمعهی ۱۴ / تو ای پری کجایی؟ که رخ نمینمایی...
چهاردهمین جمعهنویسی را در وبلاگ بلاگفایم نشد بنویسم و اینجا مینویسم.
امروز فکرم درگیر بحث نعمت و شکر بود. ما غرق در نعمتیم و قاعدتاً باید شکر زبانی و عملی در زندگی ما پررنگ باشد که نیست. جد گرامیتان فرمودهاند: «إذَا ظَهَرَت عَلَیکَ نِعمَةٌ فَاحمَدِ الله» و این حمد و سپاس و شکرگزاری به درگاه خدا به سبب رسیدن نعمت، هم شامل نعمتهای مقطعی و گهگاهی میشود و هم نعمتهای همیشگی.... خاطرم رفت به این سو که اگر سیصد و سی سال به کنجی بنشینم، و فقط نعمت پر فیض الهی وجود ملکوتی شما را بشمارم، نتوانم نتوانم نتوانم نتوانم...
علت نیز روشن و واضح است. وجود پرجود شما نه از نعمتهایی است که بشود با دیگر نعمتها، مقایسهاش کرد. رزق ما، بود و نبود ما، ثبات ایمان متزلزل! ما، ولایتمداری ما نسبت به شما، و برائت ما از عمر و ابوبکر و عثمان و عایشه و معاویه و...، همه ناشی از عنایت شماست، ای سرچشمهی هر نعمت عالی الهی... و شرمنده هستم که این جمعه ها خیلی ساده و راحت رد میشود و غافلان خوابآلودی مثل من، ککشان نمیگزد و انگار نه انگار، ذات مقدسی که اولویت نفسانی به ما دارد در محبس غیبت است ولی ما زندانی نیستیم و آزادیم....... عزیز علی ان تحیط بک-دونی- البلوی.......... از این مقولهی دلگز بگذرم که جز تداعی شرمساریام، ثمری ندارد ای قمر منیر ملکوت خدا و ای آفتاب غریب و تنهای آل طاها...... خدا را به میزان عظمت نامتناهی شما شکر و سپاس از خدا و از شما... به خاطر وجودتان.... و لعنت بر سقیفهچیان بانی هر بنای کج... و هر تنش... و هر درگیری... و هر نابسامانی.... از جمله ابرنابسامانی اصلی هستی، یعنی غیبت مصیبتبار و رخننمودن محزونانهی شما.
خاکسار بیمقدار شرمسار، مخلص و ارادتمند🌷🌸🌹🙏
سلام