تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

تب‌نوشت‌ها

مطالبی پریشان و درهم

کار صواب «باده پرستی» است حافظا
برخیـز و عـزم جـزم بـه کـار صواب کن

در «خلوت شب» شکار می باید کرد

سه شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۵۴ ب.ظ

عاقل چه کسی است؟



از نگاه شما عاقل کیست و تعریف شما از عاقل چیست؟
برای این سوال مکاتب الهی و غیر الهی و اشخاص نیک و بد پاسخ های بسیاری ارائه داده اند. من نمی خواهم به مقایسه و نقل و ارزشدهی و نقد آن پاسخ ها بپردازم. اما نسبت به پاسخ خداباوران شیعی به این سوال، برداشتم را عرض می کنم:
«عاقل کسی است که به خودش بفهماند دو بار زاده نمی شود.»

اگر عاقل و خردمند را این گونه بدانیم لازمه اش این است که بداند یک بار زاده شده و تا ابد اخروی، در امتداد همان زاده شدن طی طریق می کند. از این رو آینده را وابسته به حال می داند و هر چه بهتر حالش را بسازد آینده اش بهتر خواهد بود.

این گونه آدمی حتما غصه می خورد که در زمانۀ بدی واقع شده،
خانواده و اطرافیان و دوستانی که دارد می توانند بهتر باشند،
وضع شغل و تحصیل و معیشتش از اینی که هست می شود بهتر می بود،
خصلت های رفتاری و اخلاقی و رویکردهای اجتماعی اش نیکوتر از وضع فعلی اش که هست می توانست باشد.
حال و احوال برخی ادوار سابق زندگی اش، طاهر تر از احوال فعلی اش است و در هنگام یادکرد آن روزگاران، آهی سرد از نهادش بر می آید سوزناک تر از آه عاشقان گرفتار در درد هجران.
ولی این آدم هرگز غصه و غم و تاسف و حسرت های یاد شده را مانعی برای عملکرد فعلی اش نمی داند.
این آدم که عاقل بودنش در این تجلی یافته که وی یک بار زاده شده و بهترین زمان صورتگری آینده اش همین «الآن» است، بر اساس تمام تنگناها و مضیقه ها و کمبودهای شخصی و اجتماعی زمان کنونی اش، سعی می کند بهترین بهره را از «الآن» ببرد.
دم غنیمتی ترین انسان در هر روزگار این گونه انسان ها هستند، دم غنیمتی از نوع مثبتش، پر فایده ترین و با سودترین افراد گیتی.
این افراد حسرت و تاسف گذشته را می خورند،
برای آینده برنامه ریزی دارند،
عبرت شکست ها را همواره مد نظر می گیرند،
به دردها و گرفتاری های دیگران توجه دارند و تا بتوانند در راه حل معضلات گام بر می دارند.
ولی دو چیز را فراموش نمی کنند:

1-    من، موظفم به خودم در زمان حال برسم و مهمترین وظیفۀ من همین است(البته این به معنای خودخواهی و نفی ایثار نیست. اصل دیگرخواهی و ایثار همین است).
2-    من باید در زمان حال، بهترین سود را کسب کنم و هر سود دیگری که غیر از «بهترین» باشد، برای من زیان است.

این آدم خردمند و عاقل، از چیزی به اندازۀ «یأس» نفرت ندارد.
چون هدفش مشخص است اراده اش همواره قوی و امیدش همیشه در ترقی است. طبیعتا مدام در حال پیشرفت و حرکت رو به جلو است.
وی حاکم بر زمان است.
و برای استمرار حکومتش نیاز دارد که زمان شناسی قوی و واقعه شناسی توانا باشد.
نگاه وی عقابی است نه مورچه ای.
اهل انبارداری است و گنجشکی نمی زید.
متخصص فن رفتن و دویدن و پرواز است و ایستگاه شناسی و مانع فهمی اش حرف ندارد.
هم از مانع های گذشته و هم از مانع های نوپدید کاملا آگاه است و هم راه عبور و برخورد نکردن با موانع را می داند.
زیگزاگی رفتن را از بر است که گاهی وی را بدان نیاز است.
می تواند نقب بزند و چاه بکند و کانال بسازد که او را به این ها هم نیاز است.
پرش می کند در حد رکورد المپیک آتن! و بیشتر، چون گاهی برخی موانع را فقط با پرش باید پشت سر گذاشت.
اهل پرواز است. پرواز سخت است ولی گاهی تنها راه عبور از موانع، پرواز است.
حجار است و فرهاد وار دست به تیشه گرفتنش حرف ندارد. چون برای رسیدن به آینده ای شیرین چاره ای جز شکستن برخی موانع ندارد.
گاهی هم کور می شود و نابینا، که برخی موانع را باید ندید و تغافل کرد.
خلاصه او در حرکت است و هیچ وقت نمی ایستد.
ممکن است ایستایش بدانند ولی او خود می داند ایستایی در قاموس وجود او واژه ای ترجمه نشده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا یادم نرفته بگویم که ریاضی انسان عاقل، بسیار خوب است. اصلا چرتکه انداز درجه یکی است و خوب بلد است عمل ضرب و تقسیم و جمع و تفریق را انجام دهد. توان گرفتن و حد و مشتق گیری اش در حد لا لیگاست. از مباحث پیشرفته تر ریاضیات سطحی و هندسی و فضایی هم بهره دارد تا در زمان نیاز درمانده نشود. هر چند بیشترین نیازش در علم ریاضیات، به تقسیم و جمع خواهد بود.
تقسیم وقت خود،
و جمع نیرو و توانش در آن؛

برای بهره وری بیشتر در همان بازه های تفکیک شدۀ زمانی....
لذا با خود می اندیشم بسیار حیف است و وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار، چه بد اگر ریاضی دانی مان را تقویت نکنیم که برای خرد پیشه گان دم غنمیتی هیچ علمی مبرم تر از ریاضی نیست. اصلا این که می گویند نگاه ریاضی دان ها صفر و یکی است! و سیاه و سفید، نه تنها قدحشان نیست که مدحشان است. ریاضی دان باید همیشه این طور باشد تا سیاه و سفید را بشناسد و در سفیدی ابر زمانه، باران درو کند و در روی سیاه روزگار ، نور بدزدد. این آدم در هر وضعیتی که زمانه بر سرش بیاورد وجودش «نورباران» است و این را تماما مدیون عقل ریاضی دوستش است.
ــــــــــــــــــــــــــ

از احادیث تقسیم وقت:

مدعای ما شیعیان این است که امامان ما انسان شناس ترین و جامعه شناس ترین افراد تاریخ هستی هستند و اینکه در مجامع علمی داخلی و خارجی اندیشه های امامان ما نه تنها متروک است که در موارد زیادی هم به عمد مورد مخالفت قرار می گیرد(و این از جهاتی معلول کم کاری ما و از جهات بیشتری به علت پرکاری جبهۀ شیطان است) گردی بر تارک نورانی آن بیانات نمی نهد.
از این جهت اگر در معادله های ریاضی خود یعنی تقسیم زمان و جمع توان، نگاهی به احادیث بیندازیم خالی از فواید کثیره نخواهد بود.
احادیث متعددی در تقسیم زمان و اختصاص هر بخش از زمان به کار یا کارهایی داریم. بسته به مخاطبی که در کار بوده، گاه فرموده شده که وقت شخص باید مستغرق در یک کار یا دو یا سه یا چهار یا بیشتر باشد.
وجه جمع، اندراج بخش هایی در بخش های دیگر و برجسته شدن برخی بخش های مهم است.
در ادامه دو حدیث را نقل می کنیم که تقسیم های چهارگانه ای نسبت به وقت ما انسان های زمینی ارائه فرموده اند:

حدیث اول- از حضرت امام کاظم علیه السلام به نقل از بحار الانوار علامه مجلسی و تحف العقول مرحوم حرّانی:

«اِجتَهِدُوا فی أن یکونَ زمانُکُم أربَعَ ساعاتٍ:
ساعَةٌ لِمُناجاةِ اللّه،
و ساعَةٌ لأمرِ المَعاشِ،
و ساعَةٌ لمُعاشَرَةِ الإخوانِ و الثِّقاتِ الذینَ یُعَرِّفُونَکُم عُیُوبَکُم و یَخلُصُونَ لَکُم فی الباطِنِ،
و ساعَةٌ تَخْلُونَ فیها لِلَذّاتِکم فی غَیرِ مُحَرَّمٍ و بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ سَاعَات‏.»

تلاش نمایید وقتتتان در چهار بخش باشد:

بخشی برای گپ و گفت و راز و نیاز با خداوند
بخشی برای امرار معاش
بخشی برای گذراندن با برادران[منظور از برادران، اعم از مرد و زن است] و انسان های مورد وثوقی که عیب هایتان را به شما می شناسانند و مخلص و خیرخواه شما هستند
و بخشی مختص لذت های حلال، و به واسطۀ بهره برداری نیک از این بخش چهارم است که می توانید در سه بخش دیگر، موفق شوید.

حدیث دوم- حدیثی شریف از اشرف کائنات و سید انبیا حضرت محمد مصطفی(ص) که در خصال و معانی الاخبار شیخ صدوق قمی نقل شده است:

«کان فیها: على العاقِلِ ما لَم یَکُن مَغلوبا على عَقلِهِ أن یکونَ لَهُ ساعاتٌ:
ساعَةٌ یُناجِی فیها رَبَّهُ عزّ و جلّ،
و ساعَةٌ یُحاسِبُ نَفسَهُ
و ساعَةٌ یَتَفَکَّرُ فیما صَنَعَ اللّه ُ عزّ و جلّ إلَیهِ
و ساعَةٌ یَخلُو فیها بِحَظِّ نفسِهِ مِنَ الحَلالِ؛ فإنّ هذهِ الساعَةَ عَونٌ لِتلکَ الساعاتِ و استِجمامٌ للقُلوبِ و تَوزِیعٌ[تفریغٌ-خ ل] لها.»


در صحف حضرت ابراهیم آمده است که:

وقت عاقل، به شرطی که عقلش شکست نخورده باشد، باید چهار بخش باشد:
بخشی که در آن با پروردگار عزیز و جلیلش راز و نیاز می کند،
بخشی برای حسابرسی از خودش،
بخشی برای اندیشه در آنچه خداوند با وی نموده،
بخشی برای کام جویی از لذات حلال؛ که این بخش چهارم مددکار بقیۀ بخش هاست و مایۀ آسایش و نیز حرکت[فراغت] دل ها.
___________

چند روز قبل که روحانی رفته بود کرمانشاه، تعدادی دختر و پسر موقعیت را مناسب دیده بودند و تا توانسته بودند در مسیر حرکت او رقصیده بودند. یکی از اقوام کلیپش را به من خواست نشان بدهد، گفتم نگاه نمی کنم.
با حرارت و نگاهی حق به جانب گفت رقص چیز لازمی است و تاریخ شهادت می دهد هر گاه حکومتی شادی را از مردم منع کند ساقط می شود. خندیدم و گفتم منکر بد سلیقگی ها و کاستی ها در حکومت اسلامی ما نیستم. ولی حرف هم باید منطق داشته باشد.
این تفکر که می گوید مردم باید برای شادی، آزادی مطلق داشته باشند، تفکری غیرالهی و ناصحیح است و اگر حضرت علی(ع) هم الان می بود صاحبان این تفکر به وی هم اعتراض می کردند که مانع شادی است. می فرمایید رقص حلال و آزاد بشود؟ دیگر برای چه در سال 57 انقلاب کرده اند مردم؟ شادی معادل امر صحیحی است ولی برخی چیزها از ریشه خارج از مقولۀ شادی مد نظر خدا و اسلام است. رقص مختلط از همان هاست. تازه زمان حضور ما در زمین و زندگی مادی آدمی اجازه نمی دهد به بسیاری از چیزهای مباح توجه کنیم چه برسد به چیزهای متمایل به اقلیم سیاهی.

این پست را برای همان قوم و خویش نوشتم. باشد که بیاید و بخواند.
(چند سال قبل در سایتی دیدم همین حدیث تقسیم وقت نوشته شده بود.
بعد چند نفر با شدت بر حکومت هجوم برده بودند که این حکومت با تغییر سبک زندگی مردم، باعث شده 24 ساعته بدویم و باز هم عقب باشیم. چه برسد به بخش های دیگر زندگی برسیم.
این هم به نظرم یک اندیشۀ غلط است.
بیشتر از اینکه حکومت در سخت شدن زندگی ما نقش داشته باشد، خود ما نقش داشته ایم و نمی خواهیم قبول کنیم.
دیگر آنکه بالاخره در جبر ازلی و ارادۀ لم یزلی، ما در این روزگار قرار گرفته ایم، بخواهیم یا نخواهیم.
لذا ارزش ندارد مثل ده ها میلیون نفر دیگر با این بهانه، همین زاده شدن یک باره مان را از دست دهیم و بهرۀ مفید را نبریم.
معلوم نیست زمانی که حضرت رسول و امام کاظم(علیهما السلام) این حدیث ها را فرموده اند وضع مردم بهتر از وضع ما بوده باشد.
در هر حال به تعبیر عنوان پست، که از علامه حسن زادۀ آملی است، در خلوت شب شکار می باید کرد. یا امیرالمؤمنین حیدر مدد)

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۰۵
... نجفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">